جنگ نرم

وبلاگ فرهنگی و هنری افسران جوان جنگ نرم

مجموعه طرح/ لبخند خوبان

دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۸ ، ساعت 15:37

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

وبلاگ جنگ نرم نوشت :

وقتی ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻋﺎﻫﺎﻳﻢ ﺩﻳﺪﻡ، "ﺗﺮﺱ" ﺑﺮﺍﻳﻢ ﻣﻌﻨﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺟﺎﻳﺶ ﺭﺍ " ﺍﻳﻤﺎﻥ" ﭘﺮ ﻛﺮﺩ. ﻭﻋﺪﻩ ی ﺧﺪﺍ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ: ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ، ﺗﺎ ﻓﺘﺢ کنی ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﻭ ﻣﻤﻜﻦ کنی، ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻭ ﺑﺪﺳﺖ ﺑﻴﺎﻭﺭی دﺳﺖ ﻧﻴﺎفتنی ها ﺭﺍ، ﭘﺲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ....

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

شب جمعه بود بچه ها جمع شده بودتوسنگر برای دعای کمیل چراغا رو خاموش کردند مجلس حال وهوای خاصی گرفته بود هر کسی زیر لب زمزمه می کرد و اشک می ریخت یه دفعه ای اومد گفت اخویی بفرما عطر بزن... ثواب داره اخه الان وقتشه؟ بزن اخویی بو بد می دی؟ امام زمان نمیاد مجلسمونا به زن به صورتت گلی ثواب داره بعد دعا که چراغا رو روشن کردند صورت همه سیاه بود تو عطر جوهر ریخته بود... بچه ها جشن پتوی حسابی براش گرفتن...

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

نوجوانی بود قدشم کوتاه بود مادرش بهش گفت :تو دیگه کجا می ری با این قدت  و احوالت با خنده گفت:به جای یه کیسه شن برای سنگر که می تونند ازم استفاده کنند

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

هوا خیـلی سرد بــود.از بلنــدگو اعلام کردنــد جمع بشیـد جلوی تدارکات و پتــو بگیــرید. فرمانــده‌ی گردان با صدای بلنــد گفت : کی سردشه ؟ همه جواب دادنــد : دشمــن ! گفت : احسنت، احسنت. معلوم می‌شه هیــچ‌ کدام سردتان نیست. بفرمایید بریــد دنبال کارهایتان ، پتــو به گردان ما نرسیــده ،پتــویی نداریم که به شما بدیم

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

استاد سرکار گذاشتن بچه‌‌ها بود. روزی از یکی از برادران پرسید: «شما وقتی با دشمن روبه‌رو می‌شوید برای آنکه کشته نشوید و توپ و تانک آنها در شما اثر نکند چه می‌گویید؟»آن برادر خیلی جدی جواب داد: «البته بیشتر به اخلاص برمی‌گردد والا خود عبادت به تنهایی دردی را دوا نمی‌کند. اولاً باید وضو داشته باشی، ثانیاً رو به قبله و آهسته به نحوی که کسی نفهمد بگویی: اللهم ارزقنا ترکشاً ریزاً بدستنا یا پاینا و لا جای حساسنا برحمتک یا ارحم‌الراحمین»طوری این کلمات را به عربی ادا کرد که او باورش شد و با خود گفت: «این اگر آیه نباشد حتماً حدیث است» اما در آخر که کلمات عربی را به فارسی ترجمه کرد، شک کرد و گفت:«اخوی غریب گیر آورده‌ای؟»

 

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

 

مصاحبه گر : ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بودروی زمین افتاد و زمزمه میکرد دوربین رو برداشتم و رفتم بالای سرشداشت اخرین نفساشو میزدازش پرسیدم این لحظات اخر چه حرفی برای مردم داریبا لبخند گفت: از مردم کشورم میخوام وقتی برای خط کمپوت میفرستن.عکس روی کمپوت ها رو نکننگفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی گفت.. آخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده ...  خاطرات یک رزمنده

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

گاهی حسودیمان می‌شد از اینکه بعضی اینقدر خوش‌خواب بودند. سرشان را نگذاشته روی زمین انگار هفتاد سال بود که خوابیده‌اند و تا دلت بخواهد خواب سنگین بودند، توپ بغل گوششان شلیک می‌کردی، پلک نمی‌زدند. ما هم اذیتشان می‌کردیم. دست خودمان نبود. کافی بود مثلاً لنگه دمپایی یا پوتین‌هایمان سر جایش نباشد، دیگر معطل نمی‌کردیم صاف می‌رفتیم بالا سر این جوانان خوش خواب: «برادر برادر!» دیگر خودشان از حفظ بودند، هنوز نپرسیده‌ایم: «پوتین ما را ندیدی؟» با عصبانیت می‌گفتند: «به پسر پیغمبر ندیدم.» و دوباره خُر و پُف‌شان بلند می‌شد، اما این همه ماجرا نبود. چند دقیقه بعد دوباره: «برادر برادر!» بلند می‌شد این دفعه می‌نشست: «برادر و زهرمار دیگر چه شده؟» جواب می‌شنید: «هیچی بخواب خواستم بگویم پوتینم پیدا شد!»

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

بچه‌ها با صدای بلند صلوات می‌فرستادند و او می‌گفت: «نشد این صلوات به درد خودتون می‌خوره» نفرات جلوتر که اصل حرف‌های او را می‌شنیدند و می‌خندیدند، چون او می‌گفت:« برای سماورای خودتون و خانواده هاتون به قوری چایی دم کنید» بچه‌های ردیفهای آخر فکر می‌کردند که او برای سلامتی آنها صلوات می‌گیرد و او هم پشت سر هم می‌گفت: « نشد مگه روزه هستید» و بچه‌ها بلندتر صلوات می‌فرستادند. بعد ازکلی صلوات فرستادن تازه به همه گفت که چه چیزی می‌گفته و آنها چه چیزی می‌شنیدند و بعد همه با یک صلوات به استقبال خنده رفتند.

 

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

صدا به صدا نمی‌رسید. همه مهیای رفتن و پیوستن به برادران مستقر در خط بودند. راه طولانی، تعداد نیروها زیاد و هوا بسیار گرم بود. راننده خوش انصاف هم در کمال خونسردی آینه را میزان کرده و به سر و وضعش می‌رسید. بچه‌ها پشت سر هم صلوات می‌فرستادند، برای سلامتی امام، بعضی مسئولین و فرمانده لشگر و ... اما باز هم ماشین راه نیفتاد.بالاخره سر و صدای بعضی درآمد: «چرا معطلی برادر؟ لابد صلوات می‌خواهی. اینکه خجالت نداره. چیزی که زیاد است صلوات.» سپس رو به جمع ادامه داد: «برای سلامتی بنده! گیر نکردن دنده، کمتر شدن خنده یک صلوات راننده پسند! بفرستید.»

لبخند خوبان

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جمع آوری مطالب و طراحی پوستر توسط : ابراهیم معصومی مدیر وبلاگ جنگ نرم  www.jnarm.blogfa.com

                                  برای دانلود با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید (دانلود کنید)

                                                    

               

person طراحی و نویسنده : ابراهیم معصومی
tooltip_2